دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
76
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
السّماء ، فالحياة في الأرض و الموت في السّماء ، و ذلك أنّه يفرّق بين الأرواح و الجسد . فردّت الرّوح و النّور إلى القدرة الأولى ، و ترك الجسد ؛ لأنّه من شأن الدّنيا . . . ؛ « 1 » انسان نيز چنين است . از جنبهاى دنيايى و جنبهاى آخرتى آفريده شده ؛ هنگامى كه خداوند ميان اين دو جنبه جمع كند ، حيات او در زمين تحقق مىپذيرد . . . و آنگاه كه خداوند ميان آن دو جدايى اندازد ، اين جدايى ، مرگ خواهد بود . بعد آخرتى به آسمان مىرود ، پس حيات [ دنيوى ] در زمين است و مرگ در آسمان ؛ زيرا خداوند ميان ارواح و جسد [ هايشان ] جدايى مىاندازد . روح و نور به قدرت اول ( خداوند ) برمىگردد و بدن را رها مىكند ؛ زيرا بدن از دنياست . آشكار است كه چگونگى جدايى روح از بدن ، پيروى از چگونگى پيوستگى ميان آنها است . اگر روح داخل بدن باشد - آنگونه كه پندار عاميانه بر آن است - مرگ ، خروج روح از آن خواهد بود ؛ اگر بدن ، داخل روح باشد به اين معنا كه روح چون روپوشى بدن را فراگرفته باشد ، برگرفتن روح ، به معناى مرگ خواهد بود « 2 » و اگر بدن و روح دو شىء جداى از هم ؛ اما در ارتباط باهم باشند ، قطع اين ارتباط ، برابر با مرگ شخص خواهد بود . تفاوت ميان مرگ و خواب با توجه به تعريف مرگ ، تفاوت آن با خواب نيز روشن مىشود ؛ زيرا در مرگ ، تعلق نفس ناطقه بهكلّى از ميان مىرود ؛ ولى در خواب ، تعلق روح به بدن باقى است ، گرچه تصرف آن بهگونهء موقت از ميان مىرود . « 3 »
--> ( 1 ) . علل الشرايع ، ج 1 ، ص 107 - 108 ، باب 96 . ( 2 ) . اين مطلب را مىتوان از حديثى كه مفضل بن عمر از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند به دست آورد : مثل ( روح ) المؤمن و بدنه كجوهرة فى صندوق . اذا خرجت الجوهرة منه ، طرح الصندوق و لم تتعب به . و قال : إنّ الأرواح لا تمازج البدن ، و لا تداخله ، و إنّما هي كالكلل للبدن ، محيطة به ؛ نسبت روح مؤمن به بدنش ؛ چون جواهرى در صندوق است . اگر آن جواهر از صندوق بيرون آورده شود ، صندوق به كنارى گذاشته شده و آن گوهر نيز از آن آزرده نمىشود . و فرمود : روح نه با بدن تركيب شده و نه در آن نفوذ مىكند ، بلكه چون روپوشى براى بدن و محيط بر آن است ( بصائر الدرجات ، ص 463 ) . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 61 ، ص 55 .